وقتي با تو آشنا شدم؛ درخت مهربانيت آنقدر بلند بود
که هرچه بالا رفتم آخرش را نديدم.
معجون زيبايت آنقدر شيرين بود که هر چه نوشيدم نتوانستم
تمامش کنم.
و درياي عشقت آنقدر وسيع بود
که هرچه شنا کردم نتوانستم آخرش را ببينم
و سرانجام در آن غرق شدم....
ما را در سایت تنهایی دنبال میکنید
برچسب: از وقتی با تو آشنا شدم,
نویسنده:
بازدید: 118